حدود 7 سال پیش یکی از دوستان هنرمند و اهل ذوق ام _ماشاالله عبداللهی که هم خواننده و هم خوشنویسی قابل است  _را اتفاقی دیدم و از انجایی که قبلا برای دو شعر لکی ام آهنگ ساخته بود و خودش هم خوانده بود ،یک شعر لکی کوتاه و جدید را برایش خواندم و آن را نوشت و گذشت ، تا اینکه امروز دیدم  آن شعر که در مورد امام رضا (ع) است با خوانندگی استاد فرج الله علیپور به نحو زیبایی خوانده شده و حسابی ذوق زده شدم .جالب این جاست که خودم هم اصلا حتی یک مصرع از آن را به یادنداشتم تا این که شنیدم و به یادم افتاد .حالا آن شعر کوتاه لکی رابا آدرس آهنگ می نویسم که شنیدن صدای استاد علی پور حال و هوای تازه ای به آن می دهد

http://ch3.ir/music/music/reports/view.php?page=557


ایمشو وه یه شوق فراوون هه تم

ضامن آهوی پریشون هه تم

تا گه وژت گرد دلم تا بهی

عصر یه ریز چملم سا بهی

خاک خوراسون بگره دامونم

بد جوره ایمشو بی سرو سامونم

طاقت آووارگی و غم نه رم

ضامن آهو مه که غم کم نه رم

باغ دلم فصل وهاره مایا

ساده تر اه ساده موه م یا رضا (ع)

شوق کموتر بینم تازه مو

فرصت پروازه ترت سازه مو

...

ایمشو و ه یه شوق فراوون هه تم

ضامن آهوی پریشون هه تم




اگر نوبتی هم که باشد نوبت غزل لکی است ،غزلی دارم به نام "کاسمسا"که این واژه مرا به روزهای دورتر از الان میبرد و با تمام خاطرات کودکی من آمیخته است و چه ها که به یادم نمی آورد ....


ار بم آسمو گره سا بهه

تو باید بویی گردم تا بهه

تنیایی سخته ار تنیام بیلی

هاتر چوی هروار دلم یا بهه

دس به و دسم چه ماوو مگر دل

یه گل هوس کاسمسا بهه

چی ا دلته مای ارا دیه نت

یک مه جوع دلم تقلا بهه

گره خیره بیه!شاید سوز سور

اژ تو گلونیت وژ پیا بهه

....

تف ار شانسم بو که قسمت نویی

تو بای آسمو گره سا بهه

                                   دره شهر 1377 



این غزل اولین غزلی بود که به راهنمایی دوست عزیزم جناب شیخ محمدی سرودم و در مجله جوانان امروز چاپ شد ،از آن زمان تا به الان خیلی می گذرد اما شاید به خواندنش بیارزد !

کوچ چشمان تو چون گریه غم انگیزم کرد

عاقبت شیون این باد چو پاییزم کرد

عمق اندوه مرا هیچ کسی درک نکرد

عمق اندوه سیاهی که چو دهلیزم کرد

من که که خود پاک تر از واژه عصمت بودم

حیف شد جذبه چشمان تو ناچیزم کرد

عشق یک شوخی جدی است که با من کردی

شوخی ات با نفس مرگ گلاویزم کرد

....

با تو مانند بهارم ولی ای خوب چرا ؟

باد بارید و تو را برد و چو پاییزم کرد .