...باشد ! ولی عزیز گناهی نداشتم
رفتم، اگر چه هیچ راهی نداشتم
وقتی که در حضور تو آوار می شدم
جز خوشه های اشک پناهی نداشتم
در شعله های آتش عشقت گداختم
بیچاره من که فرصت آهی نداشتم
بی شک تمام پنجرها باز بود اگر
بعد از تو روزگار سیاهی نداشتم
...
بانوی شهر آینه حالا قبول کن
با این همه سکوت گناهی نداشتم
گودرز شاطری