این غزل اولین غزلی بود که به راهنمایی دوست عزیزم جناب شیخ محمدی سرودم و در مجله جوانان امروز چاپ شد ،از آن زمان تا به الان خیلی می گذرد اما شاید به خواندنش بیارزد !
کوچ چشمان تو چون گریه غم انگیزم کرد
عاقبت شیون این باد چو پاییزم کرد
عمق اندوه مرا هیچ کسی درک نکرد
عمق اندوه سیاهی که چو دهلیزم کرد
من که که خود پاک تر از واژه عصمت بودم
حیف شد جذبه چشمان تو ناچیزم کرد
عشق یک شوخی جدی است که با من کردی
شوخی ات با نفس مرگ گلاویزم کرد
....
با تو مانند بهارم ولی ای خوب چرا ؟
باد بارید و تو را برد و چو پاییزم کرد .
+ نوشته شده در شنبه نهم دی ۱۳۹۱ ساعت 21:30 توسط گودرز شاطری
|
گودرز شاطری