می خواستم با ماندنت شب جان بگیرد

حالا بمان تا این غزل سامان بگیرد

بغضی گلوی آسمان را می فشارد

ترسم که بعد از رفتنت باران بگیرد

مگذار تا از بی کسی آرام آرام

پاییز تقویم مرا گلدان بگیرد

ای کاش می شد بار دیگر سبز باشی

تا خشک سالی های من پایان بگیرد