جهان با بودنت ای گل بهاری تازه می خواهد
برای سنجش حسنت عیاری تازه می خواهد
خودت را با شب و عریانی باران به رقص آور
که موزونی اندامت مداری تازه می خواهد
بدون تو در این تابوت کوچک بس که پوسیدم
دلم با بسترت یک شب قراری تازه می خواهد
شبی شوم است اما تو بیا و "نیک "مطلق باش
که زرتشت تغزل اعتباری تازه می خواهد
تنت را با شکوه غنچه های سیب آذین کن
که رستاخیز آغوشم بهاری تازه می خواهد
...
تو را با گردش تقویم ها پیوست خواهم کرد
چرا که عشق جاری روزگاری تازه می خواهد
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 19:34 توسط گودرز شاطری
|
گودرز شاطری