اتفاقی در لابه لای یکی از کتاب هایم به شعر ی بر خوردم که نمی دانم مال چه تاریخی است اما آن کتاب مربوط به ترم سوم کارشناسی ام بود یعنی مهر 1375 و باید این شعر هم مال آن تاریخ باشد ،هر چند ایراداتی دارد اما به عنوان یادی از گذشته آن را خالی از لطف نمی دانم. 


باز ای سبز تر از سبز -گل رنگینم -

چند وقتست که من خواب تو را می بینم

گر چه من خسته و سر گرم غمی با خویشم

در پس پرده اشکم به تو می اندیشم

چون تو از چشم ترم حرف دلم می خوانی

تو فقط درد دل تنگ مرا می دانی

از همان روز که این فاصله فرسنگ شده است

این دل بغض گرفته دلکی تنگ شده است-

ای عزیزم همه شب چشم به راهت هستم

چشم در راه تو و فصل نگاهت هستم

باز این فاصله افسوس که دلگیرم کرد

اشک چشمان پر از قهر تو تحقیرم کرد

یاد آن روز که تو شوق عبورم بودی

پشت این پنجره ها سنگ صبورم بودی

.....

اینک آشفته تر از موجم و بر بالینم

تک و تنها همه شب خواب تو را می بینم

گر چه این فاصله ها سبز شدند بر راهم

باز ای سبز تز سبز تو را می خواهم