...و یادت هست آن عصر زمستانی چه ها کردی

مرا کوچاندی و با کوله باری غم رها کردی

تویی که با تمام اشتیاق من عجین بودی

چرا یک عصر تلخی را برایم دست و پا کردی

تمام شعر هایم را برایت تک به تک خواندم

بگو دیوان شعرم را چرا ماتم سرا کردی

بهار و باور و شادی چگونه گل کند وقتی

ز فصل سبز روییدن مرا آن شب جدا کردی

اگر چه رفتنت تلخ است اما صبح روز بعد

چه می داند کسی شاید تو با من باز تا کردی