در حسرتم که شکوفا ببینمت

بالا بلند بیا، تا ببینمت

سر تا به پای نگه می شوم اگر

در فصل سبز تماشا ببینمت

از خواب و رخوت مرداب خسته ام

چون موج باش که دریا ببینمت

هر چند سرو و صنوبر خجل شوند

برخیز ،تا که سرا پا ببینمت

"ای آفتاب به شب مبتلای من"

لختی بخند که زیبا ببینمت

...آری چگونه به پایان نمی رسد

این فصل فاصله ها تا ببینمت